قاعده
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.
 
 

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

مدت زیادیه که نیستم... 

دیگه جوونی برای وب نویسی رو بعد از ۱۱ سال وبلاگ نویسی و بعد از حذف کلی از وبلاگ هام از دست دادم... 

(به قول خودم) هه هه... 

فیس بوک راحتم کرده توی این چند سال... 

اینم نمایه : 

www.facebook.com/mehdi.aban


ارسال شده در تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 :: 00:49 AM :: توسط : مهدی

آدما میگن بارون رو دوست داریم، 

ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن... 

میگن پرنده رو دوست داریم، 

ولی تو قفس نگهش میدارن... 

باید از دوست داشتن آدما ترسید!


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 آذر ماه سال 1390 :: 11:18 PM :: توسط : مهدی

دلتنگی چه حس بدی است 
تنهایی چه حس بدی است 
کاش ، پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی میبارید 
کاش نگاهم شرار نور میشد
آشتی میداد
و که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و من چقدر ، دلم تنگِ دوست داشتن است

 



از امید


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 6 آذر ماه سال 1390 :: 02:41 AM :: توسط : مهدی

بعضی وقتها وقتی به بعضی چیزها فکر میکنم حالم از این مملکت ... ... ... 

چند روز پیش تو تلویزیون هم یکی صحبت میکرد عین اتفاقی که واسه من ... ... ... 

(البته من خودم دیدم)

اینارو واسه خود شیرینی نمیگم... واقعیته... 

تابستون سال ۸۳ توی شهرمون تو المپیاد نرم افزار کامپیوتر اول شدم... 

رفتیم استانی ۴ روز هم اونجا ازمون امتحان گرفتن اونجا هم بالاترین امتیاز رو داشتم... 

اما خدا هرکسیکه تو اون امتحان نقش داوری داشت رو لعنت کنه... 

همشون اردبیلی بودن ۳ تا داور بود یا بهتر بگم ناظر... 

از هر شهر استان نفر اول همون شهر اومده بود... 

۲ تا از ناظر ها همش نشسته بودن کنار پسره ی... اردبیلی داشتن کار اونو انجام میدادن... 

فکر میکردن بقیه هم گاو تشریف دارن و اونارو نمیبینن... 

پسره ریخت درست حسابی هم نداشت شبیه گوشت کوب بود... 

معلوم بود تا اونجا با پارتی بازی رسیده... 

همه جای این مملکت همینه دیگه ه ه...  

خلاصه من از ۱۰۰ امتیاز ۸۳ امتیاز آوردم اونجا بهم گفتن بالاترین امتیاز رو آوردی... 

پسره اردبیلی با اینکه کلی بهش رسونده بودن و کمکش کرده بودن شده بود ۷۷ اینا...

فرداش که نتیجه رو اعلام کردن دیدم من ۷۲ امتیاز هستم اون ۹۲ !!! 

داشتم شاخ در میاوردم... (واقعیتش در هم آوردم!!!) 

رفتیم کلی اعتراض کردیم آخرش معلوم نشد چی شد... 

اومدم با رییس سازمان شهر خودمون صحبت کردم گفت چاره ای نیست اگه شکایت کنیم هم بازهم بازرس ها هم همشون اردبیلی هستن چون اردبیل خودش رسیدگی میکنه... 

خدا لعنتتون کنه هیچوقت شیرم! رو حلالتون نمیکنم!!!! 

البته کامپیوتر رو ول کردم معماری خوندم چون به معماری بیشتر علاقه داشتم... 

بعد سربازی و الانم که کارشناسیمونو گرفتیم... 

چرخ فلک میگردونه میگردونه شاید اونارو یه روزی بیارتشون زیر پای ما... 

البته تو این مملکت که فکر نمیکنم! چون گردن کلفتاش زیادی گردن کلفت تر شدن... 

شاید اگه به اون دنیا! عمرمون رسید!!! ... ... ...


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1390 :: 02:51 AM :: توسط : مهدی

مدتی نبودم... 

توی چند راهی موندم... 

شاید هم هیچ راهی نیست!!! 

البته میدونم که اگه راهی هم نباشه هم میتونم یه راهی واسه خودم بسازم و میسازم... 

 

اونایی که شهادت دروغ دادن چوبش رو خوردن... نوش جان... 

این رسم رسمه زندگیه... 

از دست آدمی زاد هم نخورن!!! مطمئن باش از خدا میخورن... 

 

کجا هستم؟؟؟ چیکار میکنم؟؟؟ بپا خودت رو گم نکنی!!! 

تا حالا احساس کردین که یه چیزی کم دارین؟؟؟ 

اشتباه فکر نکنید! منظورم جنس مخالف نیست... 

فکر کنید که دارین فکر میکنید توی یه بحران هستین که میخواین خودتونو نجات بدین... 

اما نمیدونید چه بحرانیه!!! 

مطمئنا برای حل هر مشکل! نه مشکل که نه!!! 

برای حل هر مسئله ای اول باید خود مسئله رو درک کرد! خود مسئله رو شناخت!!! 

 

من کیم؟؟؟ 

من چیم؟؟؟ (من چیم!!!)

من کجام؟؟؟ 

من ... ... ... !!!؟؟؟ 

 

همه چی دست خودمه... دارم شروع میکنم... خدایا به امید تو...


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390 :: 03:22 AM :: توسط : مهدی

Ten Sharp - You
It's alright with me as long as you are by
my side,
Talk or just say nothing, I don't mind your
looks never lie.

I was always on the run, finding out what
I was looking for and
I was always insecure, just until I found

Words often don't come easy, I never loved
to show you the inside of me oh no my

You were always patience, dragging out
what I tried to hide

Chorus:
I was always on the run, finding out what
I was looking for and
I was always insecure, just until I found
You you were always on my mind, you,
You’re the one I'm living for
You, you're my everlasting fire,
you're my always shining star.
Nights always are good friends, a glass of
wine and the lights down low.
You lying beside me, me full of love
and filled with hope


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390 :: 11:54 PM :: توسط : مهدی

this song only for Alina

 

i feel so unsure
as i take your hand
and lead you
to the dance floor
as the music dies
somthing in your eyes
calls to mind a silver screen
and all its
sad goodbyes
im never gonna dance again
guilty feet have got no rhythm
though its easy to pretend
i know you're not a fool
i ghould've known better
than to cheat a friend
and waste the chance
that i've been given
so im never gonna dance again
the way i danced with you

time can never mend
the careless whispers of a good friend
to the heart and mind
ignorance is kind
and there's no comfort in the truth
pain is all you'll find

living without your love

tonight the music seems so loud
i wish that we could lose this crowd
maybe its better this way
we'd hurt each other with the things we want to say
we could have been so good together
we could have lived this dance forever
but now who's gonna dance with me please stay
and im never gonna dance again

Now that you're GONE
was what i did so wrong SO WRONG
that you had to LEAVE me ALONE 

 

George Michael


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 17 مرداد ماه سال 1390 :: 10:10 AM :: توسط : مهدی

۴ سال قبل یکی از بچه های فامیل که تو خدمت سربازی بود خودکشی کرد...

۳ سال قبل یکی از دوستام خودکشی کرد...

قبل از عید یکی از بچه های اینترنتی خود کشی کرد...

۱۵ روز پیش هم یکی دیگه از دوستای اینترنتیم که وبلاگ هم داشت و لینکش تو جعبه لینک من هم هست خودکشی کرد...

۸ روز پیش یکی از دوستام خودکشی کرد...

۶ روز پیش یه مرد ۵۵ ساله که آشنا هم بود خودکشی کرد... 

۲ روز پیش یکی از دخترای فامیل خودکشی میخواست بکنه که خوشبختانه جون سالم بدر برد... 

خودکشی!!! چرا؟؟؟ بالا ۷/هفت مورد خودکشی وجود داره... 

دلیل ۲ نفر شکست عشقولانه بوده!!!

دلیل ۵ نفرشون برای خودکشی فشار زندگی بوده که اگه اینور سر نخ خودکشی کرده ها باشن ته نخش میرسه به حکومت خوشگلمون... 

به فشاری که از طرف حکومت به مردم وارد میشه!!! 

معمولا تو بقیه کشورا خودکشی ها به خاطر شکست عشقیه... 

تو موارد بالا ۲ تا از دخترا به دلیل اینکه مامورین وظیفه شناس و خوش اخلاق نیروی انتظامی وسط مردم با آبروشون بازی کرده بودن به دلیل فشار روانی که از طرف اونا وارد شده و احساس کردن دیگه نمیتونن از خونه بیان بیرون چون آبروشون رفته و مردم در موردشون بد فکر کردن خود کشی کردن... 

یکی هم که به دلیل فشار بالای خدمت سربازی و تنبیه و تحقیر شدن مرتب توسط درجه دارهای دیپلم و بی سواد نیروی انتظامی تو یکی از پارک های تبریز خودکشی کرده بود... 

واقعا مملکته داریم؟؟؟ پرسنل نیروی انتظامی با مدرک دیپلم استخدام میشن!!! 

یه مشت بی سواد و انسانهایی که هیچ آگاهی از روانشناسی ندارن و برخورد اجتماعی و آداب معاشرت بلد نیستن!!! 

خیلی مودبشون پرسنل راهنمایی رانندگی هستش که موقع خواستن گواهینامه رانندگی با های و هوی صدات میکنن!!! 

من خودم توی ۱۸ ماه خدمت سربازیم تو نیروی انتظامی خدمت کردم و باطنشون رو هم خوب دیدم... در طول این ۱۸ ماه فقط و فقط ۶ نفر وظیفه شناس و انسان واقعی دیدم متاسفانه... 

بقیه زیر پای همکارشونو خالی کردن عقده ای های روانی که با خودشونم مشکل دارن... 

راستی یادم رفته بود اینم بگم وقتی یه گروهبان یکم با مدرک دیپلم به یه بنده خدایی الکی گیر میده و بازداشتش میکنه و میبره کلانتری و از خودش یه جرم میچسبونه به پیشونیه بنده خدا از طرف رییس کلانتری تشویق میشه و اگه گروهبان یکم این کار رو نکنه و در طول روز کسی رو دستگیر نکنه از طرف رییس کلانتری توبیخ میشه پس باید این افسر گشت ها و درجه دارها حتما به یکی در طول روز گیر بدن تا رییس بدونه اینا فعال هستن اگه کسی رو بازداشت نکنن حتما رفته بودن بخوابن پس باید به زور از یه بنده خدایی مجرم بتراشن!!! 

به نظر من وقتی یه دیپلم استخدام میکنن باید موقع استخدام معرفیش کنن به یکی از دانشگاه ها مثلا آزاد یا پیام نور تا همزمان با خدمت ادامه تحصیل بدن و باید روانشناسی بخونن اینطوری هم آداب معاشرت یاد میگیرن هم برخورد صحیح اجتماعی و هم وقتی یه متهم رو دستگیر کردن با صحبت کردن با طرف میتونن بفهمن مجرمه یا نه...


ارسال شده در تاریخ : شنبه 15 مرداد ماه سال 1390 :: 2:16 PM :: توسط : مهدی

 Every night in my dreams
هر شب در رویاهایم
I see you. I feel you
می بینمت. احساست می کنم
That is how I know you go on
اینگونه است که میدانم تو نیز ادامه میدهی
Far across the distance
از این مسافت دور
And spaces between us
و فاصله ای که بین ماست
You have come to show you go on
آمده ای که نشان دهی ادامه میدهی
Near, far, wherever you are
نزدیک،دور،هر جا که باشی
I believe that the heart does go on
باور دارم که این قلب حتماً به پیش خواهد رفت
Once more you open the door
باری دیگر، در را باز کن
And you're here in my heart
و تو در اینجایی، در قلب من
And my heart will go on and on
و قلبم بی وقفه به پیش خواهد رفت
Love can touch us one time
عشق میتواند یکبار ما را لمس کند
And last for a lifetime
و برای همیشه ادامه خواهد داشت
And never let go till we're gone
و تا زمانی که نرفته باشیم هرگز رهایش نکن
Love was when I loved you
عشق جائی بود که عاشقت شدم
One true time I hold to
لحظه ای واقعی که در زندگی به چنگ آوردم
In my life we'll always go on
برای همیشه ما همیشه ادامه خواهیم داد
There is some love that will not go away
عشقی وجود دارد که از بین نخواهد رفت
You're here, there's nothing I fear
تو اینجا هستی،چیزی وجود ندارد که از آن در هراس باشم
And I know that my heart will go on
و من میدانم که قلبم به پیش خواهد رفت
We'll stay forever this way
برای ابد همینگونه خواهیم ماند
You are safe in my heart
در قلبم آسوده هستی
And my heart will go on and on
و قلبم بی وقفه به پیش خواهد رفت 

 CelineDion


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 20 تیر ماه سال 1390 :: 3:49 PM :: توسط : مهدی

راز عشق در این است که 
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

 

 راز عشق در این است که 
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
 لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

 

دونالد والترز

 

روز پدر مبارک...
ضمن تبریک خاص به پدرم
... 


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 26 خرداد ماه سال 1390 :: 11:37 AM :: توسط : مهدی

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،
 با احترام به نظریاتش گوش کن.
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

 

دونالد والترز 

روز مادر مبارک...
ضمن تبریک خاص به مادرم... 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 2 خرداد ماه سال 1390 :: 10:55 PM :: توسط : مهدی

راز  عشق در تواضع است. 

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند.
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت،
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد. 

 

دونالد والترز


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1390 :: 10:20 PM :: توسط : مهدی

داشتم وب گردی میکردیم که این جمله رو دیدم : 

بنی آدم اعضای یکدیگرند که مثل سگ بهم می پرند... 

 

من مسلمان هستم و شیعه، اما نمیدونم این چه قانونی توی این مملکت هستش که وقتی میخوای به یکی کمک کنی و مغازه رو بدی واسه خودش کار کنه، بعد از ۵ سال یارو نمیره بیرون، ازش شکایت میکنی، اما دولت نصف مغازه رو میده به طرف و میگن این قانونه... 

 

***عجب عدالتی***


ارسال شده در تاریخ : شنبه 27 فروردین ماه سال 1390 :: 2:01 PM :: توسط : مهدی

گوشیمو برداشتم یه اس ام اس واسه تبریک سال نو نوشتم...

وقتی خواستم بفرستم، 

از لیست ۲۳۰ نفری شماره هام کسی نبود که بهش بخوام چیزیو تبریک بگم... 

همرو پاک کردم... 

خارج از لیست شماره ها فقط یک نفر لیاقت تبریک داشت، و اون مادرم بود... 

شاید اینجا جایی هست برای تبریک گفتن به کسایی که، 

خیلی لایق خیلی تبریک گفتنها هستند، که من نمیشناسمشون...  

  

ای دوست، سال نو مبارک... 

تبریک به کسایی که صداقت دارن، 

...


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 اسفند ماه سال 1389 :: 11:06 PM :: توسط : مهدی

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند 

 که برون در چه کردی که درون خانه آیی

 در جواب 

به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم 

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی 

و 

ما ز بالاییم و بالا میرویم 

ما زدریاییم و دریا میرویم  

ما از آنجا و از اینجا نیستیم 

ما زبیجاییم و بیجا میرویم  

کشتی نوحیم در طوفان نوح 

لاجرم بی دست و پا میرویم  

همچو موج از خود برآوردیم سر 

باز هم در خود تماشا میرویم  

هین ز همراهان منزل یاد کن 

پس بدانک هردمی ما میرویم  

اختر ما نیست در دور قمر 

لاجرم فوق ثریا میرویم  

همت عالیست در سرهای ما 

از علی تا رب اعلی میرویم  

ای سخن خاموش کن با ما بیا 

بین که ما از رشک بی ما میرویم


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند ماه سال 1389 :: 1:37 PM :: توسط : مهدی
   1      2      3      4      5   »
درباره وبلاگ
پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 17830